مرتضى راوندى
24
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
محض طبيعت نيست ، بلكه ارادهء او اندكى از تحميلات طبيعت مىكاهد . . . در محلى مناسب مىماند و با كشتكارى و دامدارى زندگى مىكند . در اين دوره كه دورهء توليد خوراك نام دارد خوراك با سهولت و وفور بيشترى به دست مىآيد و به اجتماع مجال آسايش و گسترش مىدهد . . . دورهء توليد خوراك كه در پى دورهء گردآورى خوراك مىآيد ، خود ، شامل چند دور است ؛ در نخستين دور اجتماعات روستايى ظاهر مىشود و در دورههاى بعدى در ناحيههاى حاصلخيز زمين ، مخصوصا در نزديكى درياها و رودها ، شهرها قد مىافرازد . اجتماعات روستايى وسعت چندانى ندارد و مردم آنها با ابزارهاى معدود ابتدايى كار مىكنند ، اما اجتماعات شهرى پهناورند و از ابزارهاى فراوانتر و كارآمدتر برخوردارند . پس در شهرها توليد افزايش مىيابد ، بين شهرها دادوستد روى مىدهد ، زندگى گستردهتر و پرآسايشتر مىشود . « 34 » در دورهء گردآورى خوراك اعضاى جامعه به صورتى مشترك و مانند تنى واحد از بام تا شام به قصد تهيهء غذا و حفظ حيات اجتماعى تلاش مىكنند و براى اين منظور مشتركا كارافزار و جنگافزار مىسازند . هركس خود را جزء لاينفك جامعه مىداند و زحمت يا راحت جامعه را زحمت يا راحت خود مىشمارد . مفهوم سود شخصى و مالكيت خصوصى بر او مجهول است . . . هركس هرچه به دست بياورد با شوق عظيم به جامعه عرضه مىدارد و در اختيار همگان مىگذارد . . . انسان در دورهء گردآورى خوراك حيوانى ، بتدريج مىتواند در جريان شكار از وجود سگ سود جويد و به دستگيرى و نگهدارى و رام كردن جانوران سودمندى چون اسب بپردازد و دامدارى و دامپرورى را بنياد نهد . . . پس انسان گردآور به صورت انسان دامدار و كشتكار درمىآيد و دورهء توليد خوراك آغاز مىگردد . « 35 » دوران ماقبل تاريخ در ايران « گيرشمن » مىنويسد : تحقيقات زمينشناسى اخير نشان داده است در زمانى كه قسمت اعظم اروپا از تودههاى يخ پوشيده بود ، نجد ايران از دورهء باران ، كه طى آن حتى دورههاى مرتفع در زير آب قرار داشت ، مىگذشت . بخش مركزى نجد كه امروز بيابان نمكزار بزرگى است در آن زمان درياچهء وسيع يا درياى داخلى را كه رودهاى بسيار از جبال مرتفع به سوى آن سرازير مىشده ، تشكيل مىداده است . بقاياى ماهيان و صدفها كه نه تنها در بيابان بلكه در دورههاى مرتفع نيز به دست آمده ، وضع طبيعى كشور را آنچنانكه در چند هزار سال پيش از تاريخ مسيحى بود ، مجسم مىسازد . به عقيدهء دكتر گيرشمن : در عهدى كه آن را مىتوان بين 10 هزار تا 15 هزار سال قبل از ميلاد قرار داد در ايران تغيير تدريجى آب و هوا صورت گرفت ، عهد بارانى از بين رفت و عهدى كه اصطلاحا آن را عهد خشك نامند و هنوز هم ادامه دارد ، جانشين آن گرديد .
--> ( 34 ) . زمينهء جامعهشناسى ، پيشين ، ص 221 . ( 35 ) . همان ، ص 279 .